شاهزاده به آرایشگاه می رود
92.12.15 عسلکم چند وقتی بود که موهات نا مرتب شده بود و بلاخره بابایی وقت گرفت و رفتیم.چی بگم از آقایی شما که هیچی نگفتی فقط تعجب کرده بودی و مدام برمی گشتی ببینی آقاهه داره چکار میکنه.بعد انقدر فرمان ماشین رو چرخوندی از جا دراومد .. . انقدر با مزه شدی که دلم می خواد بخورمت. مبارکت باشه مامانی ...
نویسنده :
مامان الهه
0:25



